299|من تو فرجه چه غلطی می‌کردم دقیقا؟

خب برم بعد ۲۰ساعت بیداری، ۲ساعت بخوابم🤡 درحالیکه امروز دوتا امتحان دارمو فقط یه بار جزوه امتحان اولیِ ۸ صبح رو خوندم.

+مدنی۳ خیلی شبیه فیزیک دبیرستانه🌚

Read more:)

298|خب که چی؟

خدایا به اینا یاد بده وقتی خودشون پیام میدن و سوال میپرسن بعد اینکه جواب میدیم بهشون فقط سین نزنن و برن! وای باورم نمیشه واقعا در این حد سطح پایین؟:) این چندمین نفریه که اینکارو کرده آخه...

297|پیچوندن رجوع به هبه با تعهد به نفع شخص ثالث

تحقیق مدنی۳ که از ابتدای ترم فرصت داشتیم انجامش بدیم رو دو/سه روز مونده به امتحان نشستم انجام بدم. موضوع من تعهد به نفع شخص ثالثه.الان که داشتم کتاب صفایی رو می‌خوندم یه چیزی به ذهنم رسید که خواستم اینجا بنویسمش هرچند ممکنه غلط باشه یا بدردنخور‌

+راستی اصول فقه داوشتون بیست شد!:) البته حقیقتا استادش خوب نمره داد.

Read more:)

296|حقوق کار

از اونجایی که خوابم نمی‌بره خواستم به این اشاره کنم که من عاشق حقوق اداری ام. این ترم یکی از جذاب‌ترین کلاسهام بود. البته که درصد خیلی زیادیش بخاطر استادمونه.

اما کلا حس می‌کنم دوسش دارم و دونستن مطالبش حس خوبی بهم می‌ده. یه پادکست تو کست باکس یافتم تحت عنوان کارگاه دیوان عدالت اداری رزاززاده فعلا دوتا اپیزود گوش دادم و اوکی بوده ادامش میدم ببینم چطوره.

ولی درکل اگر جایی مطابق قانون کار استخدام شدین یا کلا به کار کردن فکر میکنین و مشغولین حتما حتمااا ایپزود ۴ پادکست دفیله رو‌ گوش کنین چیزهای بدیهی‌ای که راجع‌به حقوق کار رو نمیدونیمو عااالی توضیح داده. خودم چندین بار تو بازه‌های زمانی مختلف گوش کردم.

295|دغدغه‌ی کار

خیلی جدی داشتم تا الان دفترچه استخدامی شرکت نفت رو می‌خوندم. چیزی که دستگیرم شد اینه که دوتا درخواست داره یکی عادیه و یکی هم برای بومیای هرمزگان بصورت جدا داره. امسال توی رشته‌ی من، سهمیه‌ی آزاد تهران دو تا ارشد و دوتا لیسانس میگیره. مابقی یا سهمیه جانبازان و معلولان و یا شهرهای دیگه‌ان. ولی پسر چقدررر مهندس برق می‌خواست. زیر همه‌ی پستای راجع‌به تسهیلات و مزایای شرکت نفت که تو خبرگزاری ها گذاشته شده بود همه داشتن غر میزدن که خیلی داغونه و بدرد نمی‌خوره و ناراضین که اومدن!🤷🏻‍♀️ درکل که آیا استخدام دولت شدن می‌صرفه و مناسب من هست یانه (که اگر شرایطش مثل قوه باشه صددرصد نیست) یه مقوله‌ی جداعه اما از وقتی که اون پسره که کارمند وزارت نفت بود اومده بود دفتر و صحبت کرده بود، نسبت به شرایط استخدامش کنجکاو شده بودم.

یکمم تو جابینجا مهارت‌های مورد نیاز فرصت‌های شغلی شرکت‌های خصوصی رشته‌ام رو چک کردم. می‌دونی سخته! همشون نیازمند سواد، تجربه‌ و رزومه قویه. باید واقعا درس و دانشگاه رو جدی بگیرم. برای تقویت زبانمم تو این سالهای باقیمونده تا فارغ‌التحصیلی یه حرکتی بزنم!

فعلا که امتحانا پشت همه و من حرکتی برای درست حسابی خوندن هم نمیزنم 😭 خدایا منو بخور😭

+داشت راجع‌به یه پرونده صحبت می‌کرد و گفتم:"عه، مگه می‌تونی؟" به حالت تمسخر خندید گفت:"موکل بیاد پیشت می‌خوای بگی بذار ببینم می‌تونم یا نه؟ هر قانونی تبصره داره و کارم نشد نداره! به خودت شک داری؟" ادامه ندادم ولی آره حاجی شک دارم نمیشه انقدر مطمعن گفت که! میشه یعنی؟ یا هنوز من خیلی چص ترمم؟

++ب.میم ممنونم از لطفت🙏🏻 فکر می‌کنم آدرس وبلاگتو اشتباه درج کردی، یه‌بار دیگه می‌ذاریش؟

294|تصمیم گیری

فصل آخر جافکری 6 تا اپیزود داره و هر اپیزود راجع به تصمیم گیری های مهم زندگیه:"مهاجرت/ازدواج/طلاق/سرمایه گذاری/دانشگاه/تحصیلات تکمیلی" البته که برخلاف یه سری فصل‌های قبلیش حجت نیست. اما واقعا گوش دادن دیدگاها راجع به سرفصل‌های مهم زندگیمون خوبه.

293|جایزه

بعد آخرین امتحانم به خودم شیک از شیرینی فرانسه 🧋ویه بسته پودر کیک براونی جایزه میدم.🕯️🕯️🕯️امیدوارم اون برنامه‌ای که با اکستازی ریختیمم عملی شه🕯️🕯️🕯️

+حاجی فازت چیه علاوه بر اون کامنت خصوصی چرت و پرتت همزمان گفتینو هم پیام میدی؟ خا آی‌پی و همچیت اومد دستم که😂 مواظب خودت باش کوشولو 🔪🥰

292|تو رو استیج بودی من تو دادگاه

فردا اصول فقه دارم و هنوز شروعش نکردم. کاش حداقل سرکلاسا گوش داده بودم دلم خوش بود میشه جمعش کرد! واقعا حال ندارم شروعش کنم اهمالکاری ایز دت یو؟

پیشرو بهمن رو ثبت نام نمیکنم بجاش با ویدیوهای پیشرو دی که اکثرشو ندیدم بهمنو میبرم جلو.

عنوان پست:آهنگ جدید شروین که برای صدمین بار داره پلی میشه و من چقدررر دلم تنگ شده بود برای آهنگاش:)

ازم نخواه برم از این خاک/هرجا برم دلم همینجاست🌱

ما باهم فرق داریم آره فرق داریم ولی موندم نشه دست تنها شی/موندم نگی جا زد جایی من خوبم با تنهاییم:)

291|شروع دوره‌ی امتحانات

امروز ۲.۵ خوابیده بودم.(ساعت خوابم به شدت به هم ریخته!) ۸.۵ صبح مامان بیدارم کرد. صبحونه خوردم و همه وسایل روی میزمو تو کوله ریختم. لقمه و قهوه رو هم آماده کرده و پیش به سوی کتابخونه📚💅🏻 {کلیک}

اولین امتحانم اصول فقهه.اصول فقه اینطوریه که ترجیح میدم بشینم جزا بخونم حس خوب بگیرم تا اینکه اصول بخونم و از شدت نفهم بودن خودم عاجز شم🤡

نشستم ویس جلسه ای که غایب بودمو گوش دادمو جزوه جزا رو تکمیل کردم. بعد دونه دونه پی‌وی بچه‌هایی که بهم ماه قبل واسه جزوه پی‌ام داده بودنو پیدا کردم براشون فرستادم. دیلِی پاسخ دهیم اینطوریه که پیاماشون واسه دسامبره جواب من واسه ژانویه😂

ویسا این شکلین که استاد بعد خوندن ماده یه سوال می‌پرسه و بچه‌ها بدون توجه به چیزی که خونده شده رو هوا جواب میدن و به وضوح عصبانی شدن استادو رو میتونی از تن صداش متوجه شی🌚

+ترمای قبلی بنظرم سخت‌ترین درس، جزا بود. الان اصول با اقتدار در صدر جدوله.بچه‌های فقه‌حقوق ۴ تا اصول دارن و عاشقشن! چطورررر ممکنه؟ چطورررررییی؟

290|خالی کردن ذهن

برام سشوار خریده و کلا انگار همه چی بعد چندیییین ماه برگشت سر جاش! انقدر راحت بود یعنی؟ نمیدونم!
وبلاگ دوستان رو کامل خوندم بجز سه تاشون که چون حجم پست ها زیاد بود و منم خیلی دوسشون داشتم گذاشتم به مرور بخونمشون. خیلیاتون آدرس عوض کردین و دیگه تو لیست نبودین! خوشحال میشم آدرس جدیدتونو داشته باشم💗
23 ام امتحانا شروعه و 4 بهمنم تموم میشن.این ترم کلا هیچ جزوه منسجم و درستی نداشتم و هرچی هم سرکلاس خط‌خطی کردم درهم برهم و داغونه. قرار بود پاک نویس کنم ولی من که خودمو میشناختم اهل پاک نویس کردن و خوندن بعد کلاس نیستم. ترم بعد هرچی نوشتم همون سرکلاسه! باید مثلا ترمای قبلی تو برگه کلاسور مینوشتم که درنهایت بتونم کنار هم همه چیو داشته باشم نه مثل الان نصف نیمه و درهم برهم! بعد تو فکر کن تو این وضعیت بچه ها پی ام میدن و ازم جزوه میخوان و وقتی براشون توضیح میدم باورشون نمیشه! الله الله
مامان امروز خوشحال اومد تو اتاق و گفت بالاخره تونستم! امیدوارم واقعا بالاخره بشه!

شیفتای میان هفته ام تایید نشدن و واقعا سردرگمم! مخصوصا اینکه کلا شیفت اضافه خیلی کم میدن و اینجوری که پیداست دوماه آخر سال به فناییه! از یه طرفم میگم خب فلان خرج رو دیگه قرار نیست خودت هندل کنی و اینهمه فکر کردن و دغدغه مالی داشتن برای چی؟

حس میکنم به طور ناخوداگاه دل یکی از بچه های کلاس که متوجه شده بودم ازم خوشش میاد رو شکستم ولی واقعا ناخوادگاه بود! نمیدونم...عذاب وجدان دارم. البته من فقط نظرمو گفتم و اصلا این افکار چرته و زاده ی اورتینکه.

+یه روز باید وقت بذارم کامل یه سری دیتیل های اضافه ای که اینجاست رو شخصی سازی بکنم.

289|توصیه های دانشجویی

این پست قرار بود حوالی مهر آپلود بشه ولی خب فراخی نویسنده رو به تنگنای وجودی خودتون ببخشید{استیکر حیح مبنی بر اینکه نویسنده خودش هم میدونه سطح طنرش با طنز شوهر عمه ای در رقابته} این شما و این توصیه های چند خطی و توییت طوری که هول‌هولکی نوشته شده و اگه در ادامه نیاز بود ویرایش هم میشن:
_فرض بر اینه که دیگه یه ترمی هست که مخاطبین این پست رفتن دانشگاه و گوششون از توصیه هایی که سر و تهشونو بزنی این میشه که " ترم یک رل نزن، تو انتخاب دوستها دقت کن، کتاب نخر و..." پره! بنابراین میریم سراغ چیزایی که کمتر دیدم گفته بشه و تجربه ی شخصی خودمه که البته صددرصد کامل نیست!
برین ادامه مطلب و اگه چیزی بود که بنظرتون جامونده بود خوشحال میشم اگه تو کامنت ها تکمیلش کنین💗

Read more:)

288|شاید آرامش بعد از طوفان!

برای امتحانای ترم خواستم برنامه ریزی کنم. لپ تاپ رو باز کردم و وبلاگ رو آوردم بالا برای مرور کردن پست {275} -که سال پیش توش نحوه برنامه ریزیمو نوشته بودم-. ناخواسته 10-15 تا پست بعدیشم خوندم و خواستم بیام یه آپدیتی راجع به نوشته های توی اونها هم بدم.
_از H که آخر پست281 نوشته بودم، بهم زنگ زدن و یه کار خوب با مزایا بهم پیشنهاد شد. حتی سه روز هم رفتم ولی موقع امضای قرارداد تصمیم گرفتم به دلایلی ردش کنم.
_درمورد پست 283: رنگی رنگی یکی دو ماهی میشه که برگشته! کاری که تابستون گرفتم همچنان هست و فکر کنم یکی از بهترین تصمیماتم کار کردن تو این شرکت بود. واقعا بنظرم خوبه! صرفا به حقوق بالاتری نیاز دارم که باید یه فکر دیگه ای براش بکنم اونم الان نه و بعدا!
-دارم کم کم از باتلاقی که تو پست 286 نوشته بودم در میام و تو این راه کمک استاد دانش خانوادم رو نمیتونم نادیده بگیرم. خدایا شکرت بابت اینکه موقع انتخاب واحد خیلی شانسی ظرفیتش خالی شد و تونستم باهاش بردارم!💗🐋
راجع به توصیه های دانشجویی که قرار بود تو پست 283 بنویسمم پست بعدی مینویسم با کلیییی تاخیر:دی