311|آپدیت

پاتوق رو نرفتم.امروز صبح میرم دانشگاه برای اعتراض با اینکه فکر نمی‌کنم مشکل حل بشه ولی نمی‌خوام ساکت بمونم. نمی‌دونم برای پنجشنبه چی بپوشم واقعا. دکتر هم گفت استندبای بمون! ولی خیلی باهام مهربون رفتار کرد. حرفی که زدم نشون میداد نسبت به خودم اعتماد به نفس ندارم ولی قاطی شوخیش کرد و بهم گفت عادیه! چیزی که از این روزام مشخصه اینه که دارم هدرشون می‌دم.

امروز همکارم بهم گفت تنها کسی که بچه‌های ثابت خوشحال میشن شیفت برمیداره تویی. حقیقتا کارم اونقدرا هم خوب نیست ولی بازم خوشحال شدم:) {کلیک}

310|بزرگسالی

وقتی تو مطب دکتر موقع تشکیل پرونده به‌جای دادن شماره پدر مادرت تصمیم می‌گیری شماره خودتو بنویسی یکی از لحظات مواجهه با بزرگسالیه.

309|ADLIRAN

امشب همش به اظهارنظرهای حقوقی گذشت. البته من کار خاصی نکردم ولی برام جالب بود صحبت کردن راجع به روند رسیدگی پرونده و موارد شکلی و تشریفاتیش .رشته‌مو دوست دارم واقعاااااا🫶🏻💞

308|افکار راجع به برنامه ریزی

اول هفته‌ست و باید بشینم دیگه جدی برای دو هفته‌ای که تا شروع ترم فرصت هست برنامه ریزی کنم.

Read more:)

307|شماره نامه **********14028565

اسممو رد کرده به عنوان پیشنهاد برای یه سمت که رسما حقوق و مزایایی نداره. حضور هم که نخواهم داشت تو دفتر تحت عنوان این سمت! بنابراین قبولم بشم صرفا یه کارت به جاکارتیم اضافه میشه. مصاحبه‌ش علمی عقیدتیه و من نه چیزی بلدم و نه آماده‌ام! نامه اداریش الان رو میزمه و من نمی‌دونم! باید باهاش حرف بزنم. واقعیت اینه که الان آرومیم ولی ما ذاتا باهم کنار نمیایم.

306|در پایین‌ترین سطوح اعتماد به نفس

از وقتایی که بی اعتماد به نفسم متنفرم. احتمالا فردا بلیطارو اوکی کنیم . من از الان استرس دارم اگه خانواده گیر بدن چی اگه فلان بشه چی و... واسه یه چیز ساده!

امروز سرکار حضوریه و واقعا حوصله ندارم. میتونم اسنپ بگیرم برم ولی احتمالا قبلش از بابا بخوام برسونتم تا اگه تونست تو راه باهاش حرف بزنم.

کاش زودتر همه‌ی نمرات رو وارد سایت کنن و تاریخ نهایی کلاس و استادای ترم بعد رو مشخص کنن از الان برنامه رو بچینیم.

+مدیرگروهمون تو گپ نوشته یکی از بچه‌ها با استاد هماهنگ کرده گفته من از طرف مدیرگروه بهتون پیام میدم، با مدیر گروه هم هماهنگ کرده گفته من از طرف استاد پی‌ام میدم😂 ای کلک:) در ادامه‌ش نوشته بود برنامه استادای این ترم رو بسته و این یعنی "ژ" این ترم نمی‌تونه بیاد دانشگاهمون. من نمیفهمم دانشگاه سطح بالاترم پیشنهاد داره چه گیری داده حتما بیاد اینجا🤦🏻‍♀️

305|دیگه هرچی بین من و این ترم بود تمومه

امتحان آخر رو هم دادم. مستقیم از اونجا رفتم انقلاب و با حنا تو هوای بارونی قدم زدیم. از شیرینی فرانسه شیک بادوم زمینی(خوشمزه‌ترین شیک روی زمین🤌🏻) گرفتم. از چتر تقویم رومیزی سال جدید رو از همون مدلی که امسال داشتم خریدم. یه سررسید پاستلی ۴۰۳ هم خریدم که روی جلدش شعر سهراب سپهری نوشته شده و رنگش خیلی وایب آرامش بخشی میده. {کلیک}می‌خوام توش ژورنال نویسی کنم. {پست را ثبت کرده و پتو را روی سرش می‌کشد تا کم‌خوابی‌هایش را جبران کند.}

304|شاید ردفلگ؟

امروز چون سر امتحانا خیلی تو بوفه نشسته بودیم یه سری رفتارا رفت رو مخم. یسری از همکلاسیام که خودشو خیلی بچه مایه معرفی می‌کنه و خدم حشم تو خونه و... دو، سه بار از پسری که مسوول نظافت بودنش خواست بیاد و میزمونو تمیز کنه. لحنش محترمانه بود ولی خب مثلا کاری بود که حالا یه دستمال میگرفتی میکشیدی رو میز دیگه! خوشم نیومد...

+همه‌ی اینا رو می‌تونستم تو پست اولیه ادیت کنم بنویسما🌚

303|عقده

سر امتحان لبم خشک شده بود لابلو رو درآوردم مثل همیشه بزنم به لبم مراقب وحشی داد زد گفت:"اگه نوشتی برگتو بده برو بیرون آرایش کن!" و همه زوم شدن روم😭 آخه زنیکه...

302|چی داره میشه؟

تقریبا هر سه تا امتحان امروزمو خوب دادم. امتحان آخریو هم زنگ زدم به دوستم که همزمان سرجلسه بود و ایرپاد تو گوشش بود، بهش جوابارو گفتم نوشت. با اختلاف پشم ریزون‌ترین تقلب عمرم🌚 یعنی لو می‌رفتیم هردومون نفری یه 0.25 می‌گرفتیم و کمیته انضباطی 🤸🏻‍♀️ امتحان متون حقوقی۴ فردا صبح هم بدم دیگه این ترم تمام🙌🏻

طرفای ساعت ۱ تو چنلم نوشتم :" یه غم خاصی دارم. اینجا دوستام همه سطحین و بی‌عمق" ولی دیگه تصمیم گرفتم با آدمای متفاوت‌تر از خودمم کانکشنو جور کنم، یکی از هدف‌های ترم بعد باشه این.

عنوان پست: اسم ترک قفلیِ آلبوم جدید مهیار

301|سه تا امتحان تو یه روزو nmt

امروز سه تا امتحان دارم. ساعت ۱۱, ۲ و ۵ عصر🥲امتحان ساعت ۱۱ و ۵ سخت‌ترن و هنوز نخوندمشون. سلام به بیداری تا ساعت ۴ صبح📚

+"ژ" داره به استاد دانشگاه ما شدن فکر می‌کنه و متاسفانه شرایطشو هم داره چون قبلا سابقه تدریس تو دانشگاه‌های دیگه رو داشته و گویا بهش پیشنهاد دادن. بیاین دعا کنیم از سرش بیوفته یا دانشگاه من قبول نکنه یا هرچی😭 نِ‌ می‌ خو آ م! اگه بشه خیلی جدی مهمان میگیرم یه جای دیگه!

300|پرام! شد پست سیصدم

دوتا امتحان دیروز خوب بود. مدنی۳ که همش تحلیلی و سوال بود و منم مادر تحلیل‌های نامنظمِ تهران بزرگ😂🤙🏻 اساسیم که با بچه‌ها بعد مدنی یه دور خوندیم. استادشم حتی برگه رو نگاه ننداخت و سریع نمراتو تو سایت رد کرد. امروزم ۸ صبح یه امتحان دارم که استادش سر کلاس رسما بهم گفت تو یکی رو می‌ندازم:) درست حسابی هم درسی نداد و هنوزم کتابو نخوندم...از الان استارت می‌زنیم. از رو پی‌دی‌اف کتاب بیگدلی باید بخونم و واقعا متنفرم از هرچی پی‌دی‌افه😭

انقدر تیکه‌هام شده ترکی بچه‌ها وقتی می‌فهمن اصالتا ترک نیستم پراشون می‌ریزه🌚 ولی خو ترکی استانبولیه لفظام🤸🏻‍♀️

+چی بپوشم صبح 💅🏻🧺