اول میخواستم روزمرگی رو تو ادامه پست بذارم ولی یهو نظرم عوض شد!:) حس کردم دارم کم کم قدم در حذف روزمرگی میذارم و خب تا وقتی که دلیل محکمی پشتش نباشه انجام نمیشه!:)

پنجشنبه تا شنبه رو شمال بودیم:) خونمون همچنان کار داره و کامل نشده, امیدوارم تا اردیبهشت دیگه همه چی طبقه پایین تکمیل شه و ما ساکن! کل پنجشنبه سر ساختمون گذشت.من کلا طبقه دوم بودم و داشتم از بالا به زمینهای همسایه پشتی نگاه میکردم:) یه سر هم رفتیم خونه خاله بزرگم و نهال درخت آلوچه (همون گوجه سبز خودمون)+چندتا نهال دیگه گرفتیم و کاشتیم تو باغ:دی عصر هم منو علیرضا رفتیم یه کیلو شیرینی خریدیم+چایی و همگی با برقکار و کارورزش عصرونه خوردیم.من همچنان طبقه بالا بودم و علیرضا برام عصرونه آورد:دی

جمعه هم هانی از خواب بیدارم کرد.کل روز رو باهم وقت گذروندیم و از هردری سخن گفتیم! به طرزی که یهو  دیدیم از وسط تحلیل موزیک ویدیو های بلک پینک و اکسو رسیدیم به جنگ اوکراین و حجاب اجباری ایران! خلاصه خیلی زیاد و پراکنده حرف زدیم و تمام تلاشمونو کردیم تا یه دقیقه هم از باهم بودنمون هدر نره چون معمولا 1_2 ماه یکبار همو میبینیم:)

شنبه ساعت 2 عصر حرکت کردیم بسوی تهران(خوشحالم که کلاس شنبه رو حذف کردم:دی).من برای اولین بار تو جاده پشت فرمون نشستم! {دو کورس: 1.از دم خونه مامان بزرگ تا جاده سراوان 2.و از عوارضی رشت تا رودبار} تا 110 تا هم رفتم:دی درحالیکه اصلا گواهینامم دستم نرسیده و اگه هم دستم برسه تا یه سال باید تو شهر رانندگی کنم نه تو تونل و اتوبان!:) تو راه بابا وایساد تا بنزین بزنه منم بهش گفتم میخوام یاد بگیرم.گفت:"خب پیاده شو بهت یاد بدم:)"کارت سوخت رو بهم داد رمز رو زدم. اون بیلبیلکی که ازش بنزین میریزی تو باک, رو داد دستم. 40 لیتر بنزین زدم(اولش بلد نبودم فکر کنم نیم لیترش ریخت زمین و چند قطره هم رو لباسم😂) _فیلم و عکسهای شنبه در چنل موجوده:دی_

امروز هم با لایو پیشرو شروع شد.لایو چهارشنبه و شنبه رو ندیدم:( ولی بقیه رو بودم:دی تاثیری که برنامه پیشرو اسفند تو روند زندگیم گذاشته بی سابقه ست!:) واقعا نردیشمی الگومه:) دقیقا همونطوریه که دلم میخواد باشم:)

+اپیزود 32 پادکست هلی تاک راجع به اهمالکاریه. اولش درمورد چند تا تیپ از شخصیت ها گفت که معمولا درگیر این قضیه هستن.رویاپردازها, کمالگرا ها و دلهره سازها بیشترین اهمالکاری رو دارن و من دقیقا همین شخصیت ها رو دارم!:))) میدونستم کمالگراییم اصلا درست نیست ولی رویاپردازی رو اونقدر آسیب زننده نمیدونستم و حتی بعضی اوقات برای معرفی خودم از این صفت استفاده میکردم! یکی از راه هایی که هلی تو پادکست برای برطرف کردنش گفت این بود که شخصیتتونو با این صفات توصیف نکنین! صفت رو میشه تغییر داد ولی شخصیت انسانها رو؟:)

++فکر کنم باید اینم در انتهای پست ذکر کنم که:چون خانواده پدرو مادرم اهل شمالن و کلا کل زندگیشون شماله باید هرماه بریم چه من بخوام و چه نه! پس فکر کنم یه فرقی با افرادی که برای تفریح و اینا میرن شمال داشته باشیم:) چه بسا که اکثرا هم خونه میمونیم و هیچ جا نمیریم!پیشاپیش از درکتون ممنونم:)